اهميت آموزش نيروي انساني
منبع: پايگاه مقالات پارس مدير
مقدمه
در گذشته چنين گمان ميرفت كه زمان آموختن از زمان كاركردن جدا است و بنابراين براي آنها آموزشي در خور توجه بود كه پيش از آغاز كار به افراد داده ميشد. بر اين گمان انسان براي زماني ميآموزد و سپس به زندگي و كار مولد و سودمند ميپردازد و زماني كه كار و زندگي آغاز ميشود، ديگر براي آموزش و پرورش جايي در خور توجه وجود ندارد. اين انديشه اكنون روايي ندارد و آموزش و پرورش با زيستن انسان همراه شده است. همه مردم براي همه وقت بايد به آموختن بپردازند با دانش جديد تجهيز شوند(هومن، 1381، ص 73).
امروزه در همه سازمانها نيروي انساني از ساير مولفه هاي سازماني داراي اهميت بيشتري است. اهميت نيروي انساني تا حدي است که برخي صاحبنظران بر اين عقيده هستند که آنچه در نهايت روند توسعه اقتصادي و اجتماعي يك كشور را تعيين ميكند، منابع انساني آن كشور است، نه سرمايه و يا منابع مادي ديگر. اين منابع انساني هستند كه سرمايهها را متراكم ميسازند، از منابع طبيعي بهرهبرداري ميكنند، سازمانهاي اجتماعي و اقتصادي و سياسي را به وجود ميآورند و توسعه ملي را پيش ميبرند. سازماني كه نتواند مهارت ها و دانش افرادش را توسعه دهد و از آن به نحو مؤثري بهرهبرداري كند، قادر نيست خود را در دنياي سرشار از رقابت امروزي حفظ کند(مورگان، 2007، ص 141).
دلايل نياز به آموزش كاركنان
مهمترين مواردي كه بهعنوان مقاصد نسبتاً مشترك سازمانها و نظامهاي مختلف در خصوص آموزش ضمن خدمت قابل ذكر است بشرح زير ميباشد:
هماهنگي و همسو نمودن كاركنان با سازمان: اين امر از يك سو براي تحقق اهداف سازمان و دستيابي به سياستها و خطمشيهاي تعيين شده براي مؤسسه داراي اهميت است و از سوي ديگر پيشرفت شغلي و حرفهاي فرد در سازمان در گرو آگاهي وي از انتظارات مقامات مافوق و نحوه انجام تكاليف و مسئوليتهاي شغلي است(فرميهني، 1384، ص 49).
افزايش رضايت شغلي و بهبود روحيه كاركنان: مسئله برانگيختن كاركنان براي انجام وظايف شغلي يكي از مهمترين مشغله هاي ذهني مديران سازمانها ميباشد. براي آنكه روحيه كاركنان تقويت شود و رضايت آنان از حرفهاشان افزايش يابد، نظريات گوناگوني ارائه شده که در بخش قبل توضيح داده شد.
كاهش حوادث و ضايعات كاري: در بسياري از مؤسسات، حوادث كاري عمدتاً بواسطه عدم آگاهي و مهارت كافي كاركنان رخ ميدهد. اين بيان خصوصاً در مورد كساني كه با ابزارها و تجهيزات حساس و توام با خطر در كارخانه ها سروكار دارند، مصداق بيشتري دارد. علاوه بر حوادث مختلف كه بواسطه فقدان مهارت و دانش افراد بوجود ميآيد، ضايعات كاري و افزايش هزينههاي سازمان نيز از جمله نتايج نقصان دانش و توانش نيروي انساني در سازمانها ميباشد. با توجه به مسائل مطرح شده و همچنين عواقبي نظير تنبيه، توبيخ، اخراج و از اين دست كه عمدتاً بواسطه عدم آگاهي افراد از سياستها، انتظارات و توقعات سازمان و نيز عدم آشنائي با انجام بهينه وظايف و تكاليف شغلي است، ضرورت دارد آموزش ضمن خدمت بطور جدي مورد توجه سازمانها قرار گيرد.
بهنگام سازي دانش و توانش نيروي انساني در سازمان: شالوده افزايش بهرهوري در سازمانها تاكيد بر نيروي انساني از نظر كيفي و ممانعت از نابهنگام شدن افراد در حرفهشان ميباشد. بنا به تعريف، نابهنگامي در حرفه عبارت است از تقليل كارآيي در انجام كار در طول زمان و فقدان دانش يا مهارت نوين است. اين مسئله باعث ميشود كه فرد به دلايل مختلف از لحاظ حرفهاي فرسوده شود و قادر به انجام وظايف و تكاليف سازماني نباشد. اگر چه تمامي عوامل ايجادكننده نابهنگامي در حرفه را نميتوان از طريق آموزش برطرف ساخت، اما بدون شك آموزش ضمن خدمت كاركنان از طريق بهسازي و نوسازي دانش و توانايي افراد، نقش مهمي در بهنگامسازي آنان دارد.
كمك به تغيير و تحولات سازماني: تغيير و تحولاتي كه در محيط سازمان بوقوع ميپيوندد، عمدتاً مستلزم آمادهسازي نيروي انساني است. نكته اساسي در ارتباط با تغييرات سازماني، مقاومت كاركنان در مقابل آن است. كاركنان سازمانها ممكن است به دلايل مختلفي نظير دلمشغولي اطلاعاتي، نگراني درباره موفقيت، مقام و وضعيت مالي خود در وضعيت جديد، نگراني درباره ناتواني در انجام وظايف، و دلايل متعدد ديگر در مقابل تغييرات مقاومت كنند. به اين دليل به غير از تدابير ديگر نظير مشاركت كاركنان در برنامهريزي تغيير، آموزش و توجيه پرسنل نيز نقش بسيار مهمي را در موفقيت تغييرات ايفاء مينمايد. بنابراين از جمله مهمترين وظايف آموزش ضمن خدمت در سازمانها، كمك به تغييرات سازماني است.
انطباق با شرايط جديد اجتماعي: تمامي سازمانهاي معاصر در محيطي فعاليت ميكنند كه از لحاظ فرهنگي داراي ارزشها و ايدئولوژي ويژهاي هستند. موفقيت بسياري از آنها در گرو شناخت اين چگونگي اجتماعي و انطباق بهينه با آن است. محيط اجتماعي سازمانها كه ميتوان آنرا فراسيستم اجتماعي ناميد حوزه عمل و ميدان فعاليت سازمانها را تا حدود زيادي تعيين مينمايد. بنابراين شناخت اين فراسيستم و درك عميق آن براي تمامي كاركنان سازمانها خصوصاً مديران و تصميمگيرندگان سطوح عالي سازمان از اهميت فوق العادهاي برخوردار است.
تقويت روحيه همدلي و همكاري در بين كاركنان سازمان: در حقيقت توفيق سازمان در دستيابي به اهداف تعيين شده تا حد زيادي تابع فضاي اعتماد و تفاهم متقابل در محيط كار، افزايش ميزان همكاري كاركنان با يكديگر، افزايش ميزان همكاري كاركنان با سرپرستان و مديران و مهمتر از همه ايجاد هماهنگي در نحوه انجام امور سازمان در واحدهاي مختلف ميباشد. به نظر ميرسد يكي از راههاي ايجاد هماهنگي و همدلي، استفاده از آموزشهاي ضمن خدمت ميباشد كه از يكسو زمينه تماس متقابل كاركنان با يكديگر در محيط آموزشي را فراهم ميسازد و از سوي ديگر و از طريق افزايش دانش و اطلاعات شغلي، برداشتها و علايق حرفهاي تقريباً يكساني را در آنها ايجاد ميكند.
آنچه قابل ذكر است اين است كه تاكيد بر هر يك از اهداف نامبرده بر حسب شرايط و ويژگيهاي زماني متفاوت خواهد بود. به اين معني كه در شرايط خاص ممكن است بر برخي از اين اهداف نسبت به ساير اهداف اهميت بيشتري قايل شد(همان، 64).
آموزش ضمن خدمت
برنامههاي آموزش كاركنان در يك سازمان ميتواند نياز به نيروي انساني متخصص در آينده را نيز رفع كند و تضميني براي حل مشكلات كاركنان باشد. بنابراين چنانچه كاركنان يك سازمان خوب آموزش ببينند بهتر ميتوانند در ارتقاء سطح كارايي سازمان سهيم باشند و سرپرستان و مديران به نظارت زياد در مورد زيردستان خود نياز نخواهند داشت. در عين حال ميتوانند کارکنان را براي احراز مشاغل بالاتر و پرمسئوليت آماده سازند، زيرا كاركنان در پرتو آموزش صحيح است كه ميتوانند وظايف خود را به نحو مطلوب انجام دهند(اندرسن، 2008، ص 49).
اکنون آموزش ضمن خدمت كاركنان در سازمانهاي مختلف از جايگاه خاصي برخوردار است زيرا در چند دهه اخير بيش از هر دوران ديگر در طول تاريخ بشري، علوم و تكنولوژي پيشرفت نموده است اين تحول و دگرگوني بحدي است كه در هر 5 سال، نيمي از اطلاعات بشري منسوخ گرديده و اطلاعات و دانش جديد جايگزين آن ميگردد(همان، ص 52).
حدود نيمي از مشاغلي كه امروز در بسياري از كشورها ميبينيم در پنجاه سال پيش وجود نداشته است. تغيير چندباره فعاليت حرفهاي در طول عمركاري براي مردم روزبه روز عاديتر ميشود. بررسيها نشان داده است كه آموزش كاركنان منجر به حفظ تداوم و بقاي سازمان شده است. آموزش همواره بهعنوان وسيلهاي مطمئن در جهت بهبود كيفيت عملكرد و حل مشكلات مديريت مد نظر قرار ميگيرد و فقدان آن نيز يكي از مسائل اساسي و حاد هر سازمان را تشكيل ميدهد. بدين جهت بهمنظور تجهيز نيروي انساني سازمان و بهسازي و بهرهگيري هر چه مؤثرتر از اين نيرو، بيشك آموزش يكي از مهمترين و مؤثرترين تدابير و عوامل براي بهبود امور سازمان بشمار ميرود(محمدي، 1387، ص 5).
آموزش يك وظيفه اساسي در سازمان ها و يك فرآيند مداوم و هميشگي است و امري موقت و تمام شدني نميباشد. كاركنان در هر سطحي از سطوح سازمان، اعم از مشاغل ساده يا مشاغل پيچيده محتاج آموزش و يادگيري و كسب دانش و مهارت هاي جديد هستند و بايد همواره براي بهتر انجام دادن كار خود از هر نوع كه باشد، روش ها و اطلاعات جديدي كسب نمايند. موفقيت سيستم آموزشي يک سازمان در گرو انجام صحيح نياز سنجي آموزشي است(اندرسن، 2008، ص 57).
منابع
1. اسماعيلي، بابک(1386)، نيازسنجي آموزش كاركنان با الگوي دلفاي، ماهنامه تدبير، شماره 185.
2. برجلو، عبدخدا(1384)، معيارهاي هفت گانه نيازسنجي آموزشي سازمان، مجله تدبير، شماره 56.
3. چرمچيان لنگرودي، م. و چيذري، م.(1385). بررسي رابطه بين نيازهاي آموزشي و ويژگيهاي نوغانداران در استان گيلان.مجله علمي-پژوهشي علوم کشاورزي، سال دوازدهم.(شماره 4).
4. رضوي، عباس(1382)، نيازسنجي آموزشي سازمان، تهران، انتشارات سمت
5. صالحي، ابوفاضل و امين الله(1386)، نقش مددکاري اجتماعي در پيشگيري از ارتکاب جرم، سايت اينترنتي مبارزه با جرائم استان مرکزي.
6. ضرابيان، محمد کاظم(1385)، ضرورت ايجاد امکانات تفريحي و ورزشي براي پرسنل زندان و نقش آن در کاهش استرسها و فرسودگي شغلي، نشريه اصلاح و تربيت، شماره 45.
7. عبدي، اکبر و مهدي مبيني(1388)، تحليلهاي سه گانه در نيازسنجي آموزشي، ماهنامه تدبير، شماره 206.
8. فتحي واجارگاه، كوروش(1383)، برنامه ريزي آموزش ضمن خدمت كاركنان، انتشارت سمت.
9. فرميهني فراهاني(1384)، برنامه ريزي آموزشي و درسي، انتشارات جهاد دانشگاهي، تهران، چاپ اول.
10. گلپايگاني، منصور(1386)، تاثير آموزش ارگونومي بر خوشايند سازي محيط کاري کارکنان زندانهاي استان مرکزي، پايان نامه کارشناسي ارشد، داشنگاه آزاد اراک.